خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حلقهٔ آن در شدنم آرزوست بر در او سرزدنم آرزوست
۲
چند بهر یاد پریشان شوم خاک در او شدنم آرزوست
۳
خاک درش بوده سرم سالها باز هوای وطنم آرزوست
۴
تا که بجان خدمت جانان کنم دامن جان بر زدنم آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۳