خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که از ازلم با تو آشنائی هست زعکس روی تو در دیده روشنائی هست
۲
بدل زچشم خرابت خرابی و مستی بجان زباده لعل تو جانفزائی هست
۳
زتاب زلف تو گر دل بخویش می پیچد زلعل دلکشت اسباب دلگشائی هست
۴
مرا زشیوه بیگانگیت باکی نیست میان عشق من و حسنت آشنائی هست
صفحهٔ ۱ از ۴