شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کس نیست کز غم تو دلش پاره پاره نیستلیکن چه چاره کز غم عشق تو چاره نیست
۲
تا کی جفا کنی صنما از خدا بترسآخر دلست جای غمت سنگ خاره نیست
۳
هر دم هزار چاره کنی در جفای ماما را ولی ز دست جفای تو چاره نیست
۴
شاید که روز حشر نپرسند جرم مادر عشق سوختیم عقوبت دوباره نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth