شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غنیمتی است دمی کان بفکر کار گذشت فتاد در سر این غم که روزگار گذشت
۲
نداشت درد ولی درد کرد بیدردی نکرد کار ولیکن بدرد کار گذشت
۳
بکار دوست نپرداخت لیک شد غمناک که روزگار چرا بی حضور یار گذشت
۴
بفکر کار فتادن دلیل هشیاریست تو مغتنم شمر آن دم که هوشیار گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth