خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بالا بلایی قامت قیامتشمشاد را کو این قد و قامت
۲
در شام زلفت خورشید تابانپنهان در آن شب روز قیامت
۳
چوگان شد آن زلف بر خال یعنیبردی ز خوبان گوی کرامت
۴
زان غمزه گویم با چشم و ابروسحری سراپا چشمی تمامت
صفحهٔ ۱ از ۳