خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شدیم بار کش ره زن هوا بعبث وفا بعهد نکردیم با خدا بعبث
۲
براه حق نزدیم از سر وفا قدمی بجد وجهد شدیم از پی هوا به عبث
۳
عنان خود بکف آرزوی دل دادیم تمام صرف هوس گشت عمر ما بعبث
۴
زبهر دنیی کانرا اساس پر نقشی است بسی بدوش کشیدیم بارها به عبث
صفحهٔ ۱ از ۲