خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی که عشق ندارد وجود اوست عبث چو پرتوی ندهد شمع دور اوست عبث
۲
وجود خلق برای پرستش حقستکسی که حق نپرستد وجود اوست عبث
۳
کسی که سود و زیانش نه در ره عشق استزیان اوست بسی سهل و سود اوست عبث
۴
عبادتت نکند سود معرفت چون نیست چو جامه را نبود تار و پود اوست عبث
صفحهٔ ۱ از ۲