شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در تنم دل خون شد از دلهای کج سینه ام بریان شد از آرای کج
۲
میکند هر لحظه چندین فتنه راست این فسون دیو در دلهای کج
۳
از زبان این ، سخن در گوش آن میرود چون کفش کج در پای کج
۴
در بدن از دل سرایت می کند قوم کج دلراست سرتاپای کج
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth