شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدارکه رخت عمر ز کی باز می‌برد طرار
۲
چرا ز خواب و ز طرار می‌نیازاریچرا از او که خبر می‌کند کنی آزار
۳
تو را هر آنک بیازرد شیخ و واعظ توستکه نیست مهر جهان را چو نقش آب قرار
۴
یکی همیشه همی‌گفت راز با خانهمشو خراب به ناگه مرا بکن اخبار
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth