خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دردیست در دل نه چو هر درددوای آن نه در گرمست و نه سرد
۲
دوای درد من دردیست سوزانکه آتش در زند در گرم و در سرد
۳
دوای درد من درد رسائیستکه از هر درد بیرون آورد گرد
۴
دوای درد من دردیست شافیکه روبد از دل و جان گرد هر درد
صفحهٔ ۱ از ۳