خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غرور خشکی زهد ار دماغ تر داردبیا که مستی ما نشأه دیگر دارد
۲
بهشت و خلد و نعیمش کی التفات افتدکسی که حسن رخ دوست در نظر دارد
۳
بهشت یکطرف و عشق یک طرف چو نهندغلام همت آنم که باده بر دارد
۴
بسنگلاخ نگردیم همچو زاهد خشکبه بحر عشق در آئیم کان گهر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲