شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۲۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی لقای دوست حاشا روزگارم بگذرد سربسر چون زندگانی بی بهارم بگذرد
۲
بی جمال عالم آرایَش نیارم زیستن عمر بی حاصل مگر در انتظارم بگذرد
۳
گر سر آید یک نفس بی دوست کی آید بکه ف در تلافی عمرها گر بیشمارم بگذرد
۴
بی قراری برقرارستم اگر صد بار یار بر دل بی صبر و جان بی‌قرارم بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth