شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشدبنزد خود نگذاری خدا نخواسته باشد
۲
برانیم ز در خویشتن بخواری و زاریحق وفا نگذاری خدا نخواسته باشد
۳
سگان کوی درت را چو بشمری ز سر لطفمرا در آن نشماری خدا نخواسته باشد
۴
ز دست عشق تو خون جگر پیاله پیالهکشم تو رحم نیاری خدا نخواسته باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth