خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا آن دل که مأوای تو باشدبلند آن سر، که در پای تو باشد
۲
فروناید به مُلک هر دو عالمهر آن سر را که سودای تو باشد
۳
سرا پای دلم شیدای آن استکه شیدای سرا پای تو باشد
۴
غبار دل به آب دیده شویمکنم پاکیزه تا جای تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۳