خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه هستی من بر باد رفته باشد سر تا به پای خویشم از یاد رفته باشد
۲
ای دوست با من زار میکن هر آنچه خواهی سهل است بر اسیری بیداد رفته باشد
۳
گر در هوای وصلت صد خرمن وجودمبر باد رفته باشد، بر باد رفته باشد
۴
وقت رحیل خواهم آن سو بود نگاهم تا جان به نزد جانان دلشاد رفته باشد
صفحهٔ ۱ از ۳