شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر خون دل از دیده روان شد شده باشدرازی که نهان بود عیان شد شده باشد
۲
گر پرده بر افتاد ز عشاق بر افتدور حسن تو مشهور جهان شد شده باشد
۳
دین و دل و عقلم همه شد در سر کارتجان نیز اگر بر سر آن شد شده باشد
۴
از حسرت آن لب گر از این دیدهٔ خونباریاقوت ترو لعل روان شد شده باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth