خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر گاسهٔ سر ظرف جنون شد شده باشدور بر تنم این کاسه نگون شد شده باشد
۲
از بام چو افتاد مرا طشت برندیرسوائی از اندازه برون شد شده باشد
۳
چون دست ز جان شستم اگر در غم هجرانرنج تن رنجور فزون شد شده باشد
۴
چون یاد لبش کردم و خون شد جگر مناز رهگذر دیده برون شد شده باشد
صفحهٔ ۱ از ۲