شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل مرا ز اندیشه اسباب دنیا سرد شدآخرت با یادم آمد آرزوها سرد شد
۲
چون شدم آگه ز اسرار علوم آخرتبر دلم دنیا و ما فیها سرا پا سرد شد
۳
هر گهم دل گرم گردید از تماشای جهانیادم آمد آخرت دل از تماشا سرد شد
۴
دیدن گلزار و صحرا طبع را چون بر فروختمردنم یاد آمد آن گلزار و صحرا سرد شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth