شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جرعه‌ام را جام و مینا تنک شدمستیم را دار دنیا تنک شد
۲
اشک و آهم را دگر جائی نماندهفت گردون هفت دریا تنک شد
۳
تنک گردد سینه چون دل شد فراخاز فراخی سینه را جا تنک شد
۴
چون قفس شد بر روان حسن و خیالعالم پنهان و پیدا تنک شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth