شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نور ازل ظهور کرد رحمت خاص عام شدحکم قضا نفاد یافت کار قدر تمام شد
۲
دانه گندمی فکند آدم پاک را بخاکبهر شکار روح قدس مرکز خاک دام شد
۳
گشت فلک بامر حق بحر وجود کایناتخلعت هر خلیفهٔ در خور خود تمام شد
۴
چون بمراتب وجود جای گرفت یک بیکآنکه ز پس ظهور کرد مر همه را امام شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth