خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندادم دل بعشق و جان روان شددریغا حاصل عمرم زیان شد
۲
بتن تا میرسیدم جان شد از دستبجان تا میرسیدم از جهان شد
۳
نفس تا میزدم می شد بغفلتمکان تا گرم میکردم زمان شد
۴
مرا در خواب کرد انفاس و بگذشتز خود غافل شدم تا کاروان شد
صفحهٔ ۱ از ۳