خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شدسراسر مشعلی شد دل تمام این خانه روشن شد
۲
شراری بر دل آن آشنا آن را هموزین مشعل دل تاریک هر بیگانه روشن شد
۳
شبی آمد بدین ویرانه گفتا ای فلان چونیکشیدم آهی از دل سقف این ویرانه روشن شد
۴
فروغ آهم از دل زمهرش روشنی داردز درّ شب چراغ عشق این کاشانه روشن شد
صفحهٔ ۱ از ۲