شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به من نگر که منم مونس تو اندر گوردر آن شبی که کنی از دکان و خانه عبور
۲
سلام من شنوی در لحد خبر شودتکه هیچ وقت نبودی ز چشم من مستور
۳
منم چو عقل و خرد در درون پرده توبه وقت لذت و شادی به گاه رنج و فتور
۴
شب غریب چو آواز آشنا شنویرهی ز ضربت مار و جهی ز وحشت مور
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth