شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قومی به منتهای ولایت رسیده‌انداز دست دوست جام محبت چشیده‌اند
۲
از تیغ قهر زندگی جان گرفته‌اندوز جام لطف باده بی‌غش چشیده‌اند
۳
هرچند گشته‌اند سراپای صنع راغیر از جمال صانع بی‌چون ندیده‌اند
۴
طوبی لهم که سر به ره او فکنده‌اندبشری لهم که از دو جهان پا کشیده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth