شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عارفان از چمن قدس چو بوی تو کشندخویش را بیخرد و مست بکوی تو کشند
۲
چون بخورشید فتد چشم حقایق بینانبرقع چشمهٔ خورشید ز روی تو کشند
۳
خستگانت بدرون ظلمات ار گذرندهر طرف دست بیازند که موی تو کشند
۴
عاشقان با جگر سوخته و چشم پر آبتشنه آب حیاتی که ز جوی تو کشند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth