خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوخ آهو چشم من چون روی در صحرا کندبهر صید از تیر مژگان رخنه در دلها کند
۲
تیر آن ابرو کمان هرگز نمیگردد خطاهر کرا گردد دچار اندر دل او جا کند
۳
افکند تیری ز مژگان جانب نظارگانتا برای عشق خود در هر دلی جا وا کند
۴
تا نبگریزد شکار از دام او، چون صید کردهر دلی را حلقهٔ از زلف خود بر پا کند
صفحهٔ ۱ از ۳