خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زور بازوی یقینش رفع هر شک میکندهر که اواز لوح هستی خویش را حک میکند
۲
طرقه العینی بمعراج حقایق میرسدهر که خود را با براق عشق هم تک میکند
۳
اهل وحدت در جهان جز یک نمیبیند دلشمشرکست آنکو بعقل خود دو را یک میکند
۴
صیقلی کن لوح دلرا از ریاضات بدنصیقل دل چشم جانرا کار عینک میکند
صفحهٔ ۱ از ۴