خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنان که ره عالم ارواح بپویندمردانه ز آلایش تن دست بشویند
۲
بر فوق فلک رفته به جنات بر آیندپویند گل از غیب و گل از خویش برویند
۳
این طایفه نورند و حیاتند و وجودندبا هر که نشستند چو جان در تن اویند
۴
و آنان که بود بسته تن پای خردشانهرگز گلی از عالم ارواح نبویند
صفحهٔ ۱ از ۳