شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۳۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر پذیری تو ز من جان چه شودکار بر من کنی آسان چه شود
۲
دل ز من بردی و جان شد مشتاقگر فدای تو شود جان چه شود
۳
برقع از روی چو مه بر گیریتا شوم واله و حیران چه شود
۴
از گلستان رخ و زلف تو منگر بچینم گل و ریحان چه شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth