خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۴۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جان و دل چو آتش عشقش علم کشیدسلطان صبر رخت به ملک عدم کشید
۲
مهرش چو جای کرد در اوراق خاطرمبر حرفهای غیر یکایک قلم کشید
۳
دل را که بود طایر قدسی بریخت خونشوخی نگر که تیغ بصید حرم کشید
۴
شد زنده سر که در قدم دوست خاک شدجان مرد چون ز درگه جانان قدم کشید
صفحهٔ ۱ از ۲