شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتی مرا که چیست ز خوبان عجیب‌ترز ایشانست آفرینش ایشان عجیب‌تر
۲
در آب و خاک روح دمیدم عجب بوددر خون و نطفه صورت انسان عجیب‌تر
۳
گویند آفتاب عجیبسب و مه غریباز مهر و ماهِ عارض خوبان عجیب‌تر
۴
ابرو و چشم بر رخ خورشید طلعتانز ابرو و چشم غمزهٔ خوبان عجیب‌تر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth