خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تجلی حسنه من معدن النورفدّک القلب منی دکه الطور
۲
حرزت صاعقا ثم استفقترأیت الموت و الاحیا بلاصور
۳
تخرب فی هواه دار جسمیو لکن بیت قلبی فیه معمور
۴
و من ینظر الی آیات وجههیجده مصحفّافی الحسن مسطور
صفحهٔ ۱ از ۳