شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میبرد دل را هوا دستم تو گیرپای می‌لغزد ز جا دستم تو گیر
۲
پای دل در دام دنیا بند شداوفتادم در بلا دستم تو گیر
۳
روز روشن در ره افتادم به چاهکور گشتم از قضا دستم تو گیر
۴
در ره عصیان بسر گشتم بسیتا که افتادم ز پا دستم تو گیر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth