خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۴۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوشهٔ چشمی بسوی دردمندان کن بنازتا به بینی روی ناز خود بمرآت نیاز
۲
آنکه از خود رفت از دیدار تو بازار رختباز میآید بخود چشمی کند گر باز باز
۳
ناز کن هرچند بتوانی که عاشق میکشدعاشقان را مغتنم باشند ز اهل ناز ناز
۴
چون بخاطر بگذرانی اینکه راهی سر دهیدر زمان آن ناز را آیند جانها بیشواز
صفحهٔ ۱ از ۳