شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میکنم هرچند پنهان میشود این راز فاشعشق را نتوان نهفتن هست بیجا این تلاش
۲
دل ز من بردی ببر جان نیز اگر خواهی رواستهر دو عالم باشد ار قربان یکموی تو باش
۳
مدعائی نیست دلرا غیر جان کردن فدامدعی گر غیر این گوید سپردم با خداش
۴
مرغ دل خواهد که بر گرد سرت گردد مدامگر بجان میشد میسر بنده میکردم تلاش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth