شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر آنکه سوی تو آمد شد از فنا محفوظبزیر سایهٔ لطفت شد از بلا محفوظ
۲
ز خوف و حزن پناهیست کعبهٔ وصلتدرین پناه بود جان زهر عنا محفوظ
۳
اشاره‌ایست ز ابرو و چشم و تیر و کمانکه تا بما نگریزی نهٔ زما محفوظ
۴
فرو گذاشت ز رخ آن دو عروهٔ وثقیکه هر که چنگ بما زد شد از بلا محفوظ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth