خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه من امروز به دل نقش خیالت بستمروزگاریست که از بادهٔ عشقت مستم
۲
کردم آلوده به می جامهٔ تقوی و صلاحآه گر دامن پاک تو نگیرد دستم
۳
نسبت قد تو با سرو صنوبر کردمپیش چشم تو ز کوتهنظریها بستم
۴
بستم این عهد که پیمانهکشی ترک کنمباز در عهد تو پیمانشکن آن بشکستم
صفحهٔ ۱ از ۲