خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستماحرام طواف حرم کوی تو بستم
۲
آتش زدم آن خرقه پشمینه سالوسبر سنگ زدم شیشه تقوی و شکستم
۳
رندی و نظر بازی و شیدایی و مستیچندین هنر استاد غمت داد بدستم
۴
از مسجدو محراب شدم سوی خراباتتسبیح بیفکندم و زنار به بستم
صفحهٔ ۱ از ۲