خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۵۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گران شد بر دل من تن بیا تن گرد جان گردمهمه تن میشوم شاید بر جانان روان گردم
۲
چو جانرا او بود جانان ز سر تا پای گردم جانجهانرا چون بود او جان بجان گیرد جهان گردم
۳
گران جان نیستم گر من سبک بیرون روم از تنزمین تا کی توان بودن بیا تا آسمان گردم
۴
ز بهر آنکه تا بینم رخ پیدای پنهانشنشان از وی چو نتوان یافت هم خود بینشان گردم
صفحهٔ ۱ از ۴