خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا من نشوم بیخود هشیار نمیباشمتا دل ندهم از کف دلدار نمیباشم
۲
گر غیر شوم یکدم با ناز نه پیوندمتا یار نمیباشم با بار نمیباشم
۳
من هم من و هم اویم هم قلزم و هم جویمیک بینم و یک باشم بسیار نمیباشم
۴
آنرا که شود چاره ناچار فنا گرددچون چاره من شد او ناچار نمیباشم
صفحهٔ ۱ از ۴