خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب تار است روز من بیا خورشید تابانمروان سوز است سوز من بیا ای راحت جانم
۲
بیا ای یار دیرینم بیا ای جان شیرینمدمی بنشین ببالینم که جان بر پایت افشانم
۳
ترا خواهم ترا خواهم بغیر از تو کرا خواهمبغیر از تو چرا خواهم توئی جانم توئی جانم
۴
ز شادی چون شوم خندان توئی پیدا در آن خندهز غم چون میکنم افغان توئی پنهان در افغانم
صفحهٔ ۱ از ۲