شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر دل به عشق من دهی بهر تو دلداری کنمور تن بحکم من نهی جان ترا یاری کنم
۲
مستی شود گر آرزوت از عشق خود مستت کنممخمور اگر باشی ترا از غمزه خماری کنم
۳
یاری اگر خواهی جلیس من باشمت یار و انیسخواهد دلت گر گفتگو بهر تو گفتاری کنم
۴
چشم دلت روشن شود خار گلت گلشن شودچون روی سوی من کنی من هم ترا یاری کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth