خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سر کویت ای نگار میروم و نمیروماز بر و بوم این دیار میروم و نمیروم
۲
زد بجگر ز غمزه نیش راند مرا ز نزد خویشخسته جگر ز بزم یار میروم و نمیروم
۳
جان و دلم شکار کرد دورم از این دیار کردبی دل و جان از این دیار میروم و نمیروم
۴
گر قدمی نهی به پیش باز کشم بسوی خویشنیست بدستم اختیار میروم و نمیروم
صفحهٔ ۱ از ۲