خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای اشک خونین تا که بر بخت زبون گریمکشم آهی ز دل و ز ابر آزادی فزون گریم
۲
اگر منعم کند از گریه عقل مصلحت بینمز کیشش رو بگردانم بفتوای جنون گریم
۳
دمی با خویش پردازم بآه و ناله در سازمبجان آتش در اندازم باحوال درون گریم
۴
بسی تنگ آمدم زین تنگنای دهر پر وحشتفلک خواهم که بشکافد درو با موسعون گریم
صفحهٔ ۱ از ۳