خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۶۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیمخسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم
۲
عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علفکاری نکردم بهر جان استغفرالله العظیم
۳
زین پس مگر سودی کنم تدبیر بهبودی کنمبگذشتها خود شد زیان استغفرالله العظیم
۴
بیحد گناهان کردهام بس جور و طغیان کردهامزین جرمهای بیکران استغفرالله العظیم
صفحهٔ ۱ از ۴