شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دم صبح ازل با عشق یار و همدمیمهر دو با هم زاده‌ایم از دهر با هم توامیم
۲
هر دو از پستان فطرت شیر با هم خورده‌ایمیک صدف پرورده ما را هر دو دّر یک یمیم
۳
میدرخشد نور عرفان از سواد داغ دلچشم ما این داغ و ما چشم و چراغ عالمیم
۴
جان ما را اتحادی هست با سلطان عشقنیستیم ازهم جدا هرگز همیشه با همیم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth