شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدرد عشق بیدرمان دوای درد من میکنبانواع بلاها نوبنو درمان من میکن
۲
بخورشید جمالت ذره ذره دین من میسوزبمژگان سیاهت رخنه در ایمان من میکن
۳
بدان محراب ابرو در نمازم قبله میگردانمرا حیران خوبش و خلق را حیران من میکن
۴
دل ازمن بردی و جان نیز خواهی هرچه میخواهیمن آن خود نیم آن توام بر جان من میکن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth