خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گاه شود جلوهگر مهر رخش در کسانصوفی از آن در هواش چرخ زند ذره سان
۲
گفت نبی اطلبوا جاحتکم عندهمقبله ما زانسبب گشت وجوه خسان
۳
زاهد کی خیره سر منع کند از نظرچشم ندارد مگر آه از این ناکسان
۴
چهره دلها کند ریش بچنگال پندکرده زره ریش را کرده سپر طیلسان
صفحهٔ ۱ از ۳