خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست چو من واپسی در همه واپسانچو نیست من بیکسی در همه بیکسان
۲
واپسی من ببین بیکسی من ببینهمرهیت کرده پس پیشروان واپسان
۳
هم تو دهی نعمت و هم تو تمامش کنیره تو نمودی مرا هم تو بمنزل رسان
۴
در همه دیدم بسی هیچ ندیدم کسیکرد روانم ملول دیدن این ناکسان
صفحهٔ ۱ از ۲