خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک نگاه از تو و در باختن جان از منیک اشارت ز تو و بردن فرمان از من
۲
جان بکف منتظر عید لقایت تا کیروی بنمای جمال از تو و قربان از من
۳
سینه بهر هدف تیر غمت چاک زدمناوک غمزه ز تو هم دل و هم جان از من
۴
بغمم گر تو شوی شاد و بمرگم خشنودبخوشی خوردن غم دادن صد جان از من
صفحهٔ ۱ از ۲